آن چنانكه مثلاً آلوارو پلايو (چهاردهم ـ 1) توصيف كرده، تنها يك داور نيست، بلكه قانونگزار هم هست. اين بينش جديد رومي را آندريا آلچياتي (1492 ـ 1550)، و بيشتر از آن در كتاب جمهوري (1576) ژان بودَن گسترش داده شد.
لوكا در مطالعات حقوقي دربارهٴ جنگ و صلح بر آلبريكو جنتيلي (1552 ـ 1608)، و حتي از برخي جهات بر هوگو گروتيوس (3؟15 ـ 1645) پيشي گرفت.
جديدترين و از نظر من ستودنيترين بخش كار او دربارهٴ حقوق جزاست. به عقيدهٴ لوكا جنايت يك خطاي اجتماعياست و متهم ساختن بهتر است از سوي مقامات عمومي صورت گيرد تا طرف دعوا. بايد از استنباطات حقوقي پرهيز كرد. هدف قانون جزا بايد اجراي عدالت باشد نه انتقامجويي. با بهرهگيري از شكنجه نميتوان به حقيقت دست يافت. او بايد اين عقايد را با احتياط زيادي بيان ميكرد، چون آنها مستلزم محكوميت شيوههاي تفتيش عقايد بودند كه در آن هنگام، مطلوب و رايج بود. براي درك اهميت انتقاد لوكا از شكنجه بهتراست مطالب زير را خاطرنشان كنيم. استفاده از شكنجه براي بهدستآوردن مطلب از متهم يا از شاهد، براي گرفتن اقرار و اطلاعات و بالاخره بهصورت وسيلهٴ مجازات توسط نيكولا آيمريك و توماس دو تركمادا (1420 ـ 1498)، بهرسميت شناخته شد و تحت نظم و قاعده درآمد و تا زماني كه تفتيش عقايد ادامه داشت، بهصورت بخش جدانشدني آن باقي ماند. فيلسوفان سدهٴ هجدهم سخت بدان تاختند؛ كتاب كوچك چزاره بكاريا بهنام در باب
اتهام و كيفر (ليورنو) شايد باوجود اعتدالش مهمترين ادعانامه بر عليه آن بود. بهخاطر تأثير اِكاريا و ولتر بود كه اِكاتريناي دوم پيشگيري از شكنجه را در سال 1787 در كشورش توصيه كرد. شكنجه تا سال 1789 در فرانسه اعمال ميشد. اين كار بر اثر صدور فرماني از سوي پاپ در سال 1816 ملغي شد. باكمال شرمساري و تأسف بايد اضافه كرد شكنجه در عصر ما در بسياري از كشورهاي اروپا ادامه يافت.
تروو. تروو Trévoux مركز اميرنشين دُمب بود. شهرت آن بهخاطر فعاليتهاي آباي يسوعي است، كه از سال 1701 تا 1775 مقالههايي در باب تاريخ علوم و ادبيات را منتشر كردند (كه بيشتر به مجلهٴ تروو= ژورنال دو تروو معروف است) تا با ژورنال دو ساوان (= مجلهٴ فرزانگان) همچشمي و با اصحاب دايرةالمعارف و ((فلاسفه)) مبارزه كنند. همچنين يسوعيان تروو واژهنامهٴ جامع فرانسه و لاتين را منتشر كردند، كه به ديكسيونر دو تروو معروف است (چاپ اول 1704، چاپ هفتم و آخر 8 ج، قطع رحلي، پاريس 1771). هردو اثر از نظر مطالعهٴ ادبيات و تفكر در فرانسه و جاهاي ديگر در سدهٴ هجدهم ارزش بيمانندي دارند.